ماهِ سِوُم

اینجا چراغی روشن است...

ماهِ سِوُم

اینجا چراغی روشن است...

ماهِ سِوُم
طبقه بندی موضوعی

حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود... 

مردی به او نزدیک شد و گفت:

مرا به شاگردی بپذیر!

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.

حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!

یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!

مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.

حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!

سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!

و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.

حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!

💡

این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد:

نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند. 

👈 به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.

با کوتاه کردن دیگران ما بلند نمی شویم و برعکس ، بازتاب رفتار ما باعث کوتاهی مان می شود.

و به قول شمس تبریزی:

هر مشکل که شود, از خود گله کن که این مشکل از من است.

مولانا هم در غزلی این مفهوم را بیان می فرمایند:

ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران

عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا

یعنی ما کاری به نظر دیگران در مورد خودمان نداریم و اگر دنیا هم به هم بریزد, کار خودمان و هدف خود را دنبال می کنیم و امور بیرونی ما را کنترل نمی کنند.

  • ماه سوم

281

🌹🌹✍️✍️ نامه ای از طرف خدا به همه انسان ها:


سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من ، نه تو را رها کرده‌ام و نه ، با تو دشمنی کرده‌ام(ضحی ۱-۲)


افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس۳۰)


و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام ۴)


و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا ۸۷)


و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس ۲۴)


و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج ۷۳)


پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشم هایت از وحشت فرو رفتند وتمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم می کنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب ۱۰)


تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه ۱۱۸)


وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی.(انعام ۶۳-۶۴)


این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای. (اسرا ۸۳)


آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح ۲-۳)


غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف ۵۹)


پس کجا می روی؟ (تکویر۲۶)

  • ماه سوم

تو مگو همه به جنگند و ز صلحِ من چه آید

تو یکى نه اى، هزارى؛ تو چراغ خود برافروز


مولانا

  • ماه سوم

باری تعالی چون خواهد که:

عنایت و لطف و نصرت و دولت و سعادت را

بر بنده ای از بندگان خود مقیم و پیوسته گرداند،

او را توفیق شُکر دهد

که اگر صد بار تلخی به او رسد

و یک بار شیرینی

آن یک بار شیرینی را 

صد بار، به صد عبارت، به صد مقام بازگوید

و آن صد تلخی را یک بار هم باز نگوید

🌱🌱🌱

و پیش شرط شکرگزاری، شناخت نعمت ها است. انسان هایی که بی توجه به خویش و محیط خویش نیستند و نعمت های خداوند را می شمارند (گرچه در شمارش نیاید)، و بابت هریک از صمیم قلب خداوند را شکر می کنند که این شکرگزاری افزون کننده نعمت است، چنانچه شیخ اجل سعدی فرموده اند:

منت خدای را عزّ و جلّ

که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.

هر نَفَسی که فرو می رود مُمِد حیات است

و چون بر می آید مُفَرَّح ذات.

پس در هر نفسی دو نعمت موجود است

و بر هر نعمتی شکری واجب.

🌹🌹🌹

  • ماه سوم

ابلیس چون آدم را سجود نکرد و مخالفت امر کرد، گفت: ذات من از نار (آتش) است و ذات او از طین (خاک). چون شاید که عالى ادنى (پست تر) را سجود کند؟ 

چون ابلیس را به این جرم و مقابلگى نمودن و با خدا جدال کردن لعنت کرد و دور کرد، گفت: یارب، آه! همه تو کردى و فتنه ى تو بود. مرا لعنت میکنى و دور میکنى. 

و چون آدم گناه کرد حق تعالى آدم را از بهشت بیرون کرد. حق تعالى به آدم گفت که اى آدم، چون من بر تو گرفتم و بر آن گناه که کردى زجر کردم، چرا با من بحث نکردى؟ آخر تو را حجت بود؛ نمیگفتى که همه از توست و تو کردى، هر چه تو خواهى در عالم شود و هر چه نخواهى هرگز نشود. اینچنین حجتِ راستِ مبینِ واقع داشتى، چرا نگفتى؟

گفت: یارب میدانستم، الاّ ترک ادب نکردم در حضرت تو. و عشق نگذاشت که مواخذه کنم...


جلال الدین محمد بلخى، مولوى، فیه ما فیه ص ١٠١.

  • ماه سوم

سخن اندک و مفید همچنانست که چراغی افروخته، چراغی نا افروخته را بوسه داد و رفت....


فیه مافیه 

مولانا 

  • ماه سوم

درختان عاشق زمین اند

و زمین عاشق درختان


پرندگان عاشق درختانند 

و درختان عاشق پرندگان


زمین عاشق آسمان است

و آسمان عاشق زمین 


سراسر هستی در اقیانوسی از 

عشق بسر میبرد

بگذار عشق نیایش تو باشد

  • ماه سوم

شما درونتان یک برکه عشق دارید


هنگامیکه احساس بدبختی میکنید


در آن برکه‌ی باطراوت شستشو کنید

 

حتی اگر هر روز عیبهایتان را درآن برکه بشویید، 


زلال میمانید...


هرمان هسه

  • ماه سوم

اگر عمر دوباره می یافتم


به هر کودکی دو بال می دادم !


اما رهایش می کردم


تا خود پرواز را بیاموزد ...


گابریل گارسیا 

  • ماه سوم

 امیدوار نباش دیگران تغییر کنند، این رویکردی اشتباه است. تو تغییر کن،  تغییری اساسی کن. از کارهایی که همیشه انجام می ‌دادی دست بکش، تماشا کن تاکنون چه می‌ کرده‌ای. تو همان کارها را می‌کنی و همسرت نیز همان واکنش‌ها را نشان می‌دهد و این الگویی جا افتاده است. تمام ارتباطات تقریباً قابل پیش ‌بینی است، فقط کافی است تغییری کوچک بدهی و تعجب خواهی کرد که با تغییر تو دیگران نیز تغییر خواهند کرد.

  • ماه سوم